داود بن محمود القيصري
142
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
به علت مستلزم علم بمعلول است و اين علت چون عين علم است كما اينكه عين وجودست ، در موطن ذات جميع حقايق خلقية را مشاهده مىنمايد ، چه آنكه علم صرف عين وجود صرف نفس علم به كليه أشياء است به علم جمعى اجمالى در عين كشف تفصيلي . و در مقام خود گفتهايم كه ماهيات و أعيان لوازم و حدود غير منفكّ از معلولات و مخلوقاتند ، ناچار أعيان نيز به تبع وجودات مكشوف حقند و به تحقق أسماء در موطن علم متحققند ، نه بوجود ممتاز ، كما اينكه در وجود خارجي خاص خود نيز عين حقايق وجوديهاند . شيخ رئيس و ديگر از اتباع مشائيه نيز گويند ، مفهوم وجود بحسب مصداق نفس تحقق ماهياتست نه منضم بماهيات . آقاى پروفسور فضل الرحمن چون بين وجود سعى و اطلاقى كه با هر شئ در عين وحدت معيت دارد و وحدت اطلاقى آن موجب كثرت بل كه كثرت سازست و اين كثرت چون از أصل وحدت منبعث است قادح در وحدت أصل وجود نمىباشد بماند كه خود مؤكّد وحدتست ، و وحدت عددى مباين كثرت خلط كرده است ، در فهم كلام عرفا و صدر الحكماء دوچار حيرت شده و بجاى آنكه خود را ملامت نمايد به ملا صدرا ايراد نموده است . اصلا در مقام فهم و درك تميز بين وجود و ماهيت و فرق واقعي بين اين دو ، متحير مانده و ندانسته است كه در ذهن ماهيات معروض و وجود به آن منضم مىشود و از اين انضمام و الحاق حكما بعروض تعبير نمودهاند ، و بطور كلى دقت در كلمات ابن سينا ننموده و نفهميده